گفتگوی با طلبه ای که نماد تکثر نسل است/حجت الاسلام وافی: مردم به حرف ما اعتماد ندارند!
جمعه 05 دی 1399
گفتگوی با طلبه ای که نماد تکثر نسل است/حجت الاسلام وافی: مردم به حرف ما اعتماد ندارند!

با توجه به روند توقف یا حتی کاهش رشد جمعیت در جوامع غربی، سال های سال است که سیاست های تشویقی برای ازدیاد جمعیت بیش از پیش از سوی نهادهایی چون اتحادیه اروپا مورد توجه قرار گرفته است. در ایران نیز چند سالی است که چنین راهبردهایی جزء یکی از سیاست های مورد تاکید مسئولان کشور قرار گرفته است، اما به راستی چرا چنین سیاست هایی که در دهه شصت و به اصطلاح در دوران بحرانی جنگ به راحتی در جامعه مورد قبول قرار گرفت این روزها با واکنش منفی، خاصه از سوی طبقه متوسط، مواجه شده است؟ برای پاسخ به این سئوال به سراغ «حجت الاسلام محمدمسلم وافی» رفتم

امیرحسین مصلی :با توجه به روند توقف یا حتی کاهش رشد جمعیت در جوامع غربی، سال های سال است که سیاست های تشویقی برای ازدیاد جمعیت بیش از پیش از سوی نهادهایی چون اتحادیه اروپا مورد توجه قرار گرفته است. در ایران نیز چند سالی است که چنین راهبردهایی جزء یکی از سیاست های مورد تاکید مسئولان کشور قرار گرفته است، اما به راستی چرا چنین سیاست هایی که در دهه شصت و به اصطلاح در دوران بحرانی جنگ به راحتی در جامعه مورد قبول قرار گرفت این روزها با واکنش منفی، خاصه از سوی طبقه متوسط، مواجه شده است؟ برای پاسخ به این سئوال به سراغ «حجت الاسلام محمدمسلم وافی» رفتم؛ طلبه جوان و خوشرویی که به عنوان نماد تکثر نسل از سوی نهاد های فرهنگی چون صدا و سیما به جوانان معرفی می شود، چرا که این روحانی با 33 سال سن 10 فرزند و 2 داماد دارد و به قول خودش بعید نیست که در آینده مجددا تجدید فراش کند! با این همه برای واکاوی مسائلی نظیر سست شدن بنیان خانواده و شیوع ازدواج سفید در جامعه، گفتگویی چالشی با وی داشتم که از نظرتان می گذرد: - جناب آقای وافی عزیز! این روزها شما به عنوان یکی از الگوهای تکثر نسل و جمعیت در رسانه های مختلف بخصوص رسانه های اصولگرا مطرح می شوید. می خواستم بدانم آیا این نوع تبلیغ و الگو سازی از شما برای جوان ها می تواند بازخورد مثبت یا تبعات منفی داشته باشد. درد دلها زیاد است. من اعتقاد دارم وقتی رسانه ها به این مسئله پرداختند دقیقاً همین اتفاقی افتاد که شما فرمودید؛ یعنی ضد تبلیغ شد. ما در کثرت نسل عبارتی در حوزه های علمیه داریم:  محیا ابناء الدلیر؛ ما فرزندان دلیر می خواهیم. ما که نمی خواهیم احساسات یک پدیده ای که 22 سال است علیه آن تبلیغ رسمی شده است را بخواهیم و برعکس به مردم بگوییم. اما نکته دوم در صحبت شما این بود که بنده تمام هم و غم خود را تنها در این یکی دو سال بر سر این گذاشته ام که این حرفها زده شود. من اعتقاد دارم راهکارهای دیگری دارد که اگر سئوال شود من پاسخ خواهم داد.  نکته آخر در سئوال شما این است که ما بشدت از اینکه یک سوژه خبری بشویم فراری هستیم. نه فراری بدان معنا که فرار کنیم که رسانه ای نشویم؛ بخاطر اینکه اگر به واژه کثرت نفس، آرا را باختیم یا به عنوان یک سوژه خبری بشویم، مردم می گویند وافی استثنائی بود به ما چه! آدمی که استثنایی است نمی تواند الگو باشد. لذا ما نباید به عنوان یک سوژه خبری به آن بپردازیم. باید به عنوان یک مدل زندگی به آن بپردازیم. بگوییم آقای وافی شما مدل زندگیتان است که با سن 32 سال ده بچه داری. به من بگویید این مدل از کجا است؟ از اسلام است؟ از خودت است و یا اینکه از کسی شنیده اید؟ خاصیت پرداختن به مدل این است که اگر آقای وافی هم از دایره سوژه خارج شد، مطلب همچنان فلذا نقلکم فی رسول الله اسوه حسنه؛ یعنی پیامبر هم اسوه معرفی می شود. یعنی الگوی یک مدل معرفی می شود. این مطلبی است که در کارهای شما بود. - با توجه به مطالبی که گفتید در جامعه ما بی بند و باری، ازدواج های سفید؛ یعنی رفتن دختر و پسر در زیر یک سقف بدون تعهد شرعی، باب شده و نمی شود آن را کتمان نمود. به نظر شما تمام این ناهنجاریها دلایلش تهاجم فرهنگی و برنامه های ماهواره ای است یا اینکه خیر خود مسئولان هم با تبلیغات اشتباه نقش داشته اند؟ ما سه دسته مردم در ایران داریم. دسته اول خودزنی می کنند تا پدیده ای را می بینند می گویند خاک بر سر من و من مقصر بودم. من نتوانستم بچه را تربیت کنم، و ای وای و فلان. این دسته خودزنی می کنند. گروه دوم فرافکنی می کنند. به محض اینکه می گوییم که چرا بچه را اینگونه تربیت کرده اید و یا غیره، می گوید صدا و سیما مقصر است و یا فلان مقصر است. دسته سوم که صحیح اش هم همین است، از قانون تقصیر استفاده می کنند و وقتی که با یک ناهنجاری روبه رو می شوند، می گویند من پدر مقصر بودم، صدا و سیما هم مقصر بود. رسانه ها! ببینید همه را دخیل می کنیم. پاسخ شما این است که ماهواره ها یک قطعه از این پازل در ناهنجاری هستند. من فکر می کنم در این موضوع عدم آشنایی خانواده ها مخصوصاً پدر و مادر و چگونگی تربیت کردن است. وقتی نتوانستند فرزندان خود را خود کنترل شده بار بیاورند، بچه وارد فضا شده و دریافت کرده که نباید. من اعتقاد دارم فضای آمریکا - البته به آمریکا نرفته ام ولی مطالعه کرده ام - فضای فرهنگی بدی دارد. - شما به عنوان یکی از افرادی که دارید برای تعدد جمعیت تبلیغ می کنید خودتان به شخصه در زندگی خصوصیتان چقدر موفق بوده اید. می خواستم این سئوال را از این جهت داشته باشم که در این مدت انتقاد زیادی به شما شده است. گفته اند که آیا آینده این بچه ها را می توانید تضمین کنید؟ اینکه افراد به زندگی و عقاید بنده انتقاد دارند. اعتقاد من این است مثل رسانه شما، کل رسانه ها بایستی فرصت مناظره را در اختیار ما قرار دهند، ولو مکتوب. مناظره یعنی اینکه 22 سال تبلیغ منفی شد علیه کثرت نسل. بر روی خودکار و پاک کن ها نوشتند بر در و دیوار نوشتند، بچه بزایید بدن شما به هم می ریزد. بچه زیاد، فلان و فلان. شما می خواهید ده تا معتاد تربیت کنید و تحویل جامعه بدهید و این مسائل. خوب اگر 22 سال فرصت در اختیار منتقدین بوده است، من هم از خوانندگان و شنوندگان خواهشمندم که فرصتی هم در اختیار آقای وافی و امثال وافی قرار داده شود که مناظره ای شکل بگیرد. ما مدل زندگی و هزینه ها را وسط بگذاریم. بچه ها را درسشان و اخلاقشان را وسط بگذاریم. آنها هم بچه هایشان را وسط بگذارند و زندگیشان را وسط بگذارند. بعد در این مقایسه است که مسئله شکل می گیرد. پاسخ جدی تر سئوال شما این است که چرا شما بیخود آینده بچه را وسط می کشید و به بهانه این می گویید باید بچه کمتری داشته باشیم؟ سئوال من این است که شما دو تا بچه داشتید و در آینده هردو بچه خراب شدند. این را چگونه پاسخ می دهید؟ من اعتقاد دارم که بچه های پرجمعیت بهتر تربیت می شوند و در سئوالات بعدی هم پاسخ می دهم. ولی حالا من وافی هم ده تا بچه تربیت کرده ام، حالا دو تای آن از این وسط در رفت؛ مثل پسر نوح. عرض من این است که به بهانه های تخیلی نمی شود چیزی را نفی کرد. ما فلان مسئله اقتصادی را باید ببینیم یا نه؟ باید ببینیم و خیلی هم خوب است و مشکلات را برطرف می کند. اما اگر پنجاه سال دیگر، شما الان درست بحث اقتصادی را می خواهید پیاده کنید کار کنید، انجام بدهید درست می شود. من احساس می کنم بعضی ها به خاطر فرافکنی آینده را در هم می ریزند. به خاطر دارم یکی از دانشجویان در مشهد، گفت حاج آقا صبر کن وقتی بچه هایت خواستند ازدواج کنند به شما می گویم که حال شما گرفته شود. گفتم بسم الله الرحمن الرحیم. من دو تا از دخترانم را عروس کرده ام. من دو تا جهیزیه داده ام. شما چه می گویید اگر فلان گفت حالا بگذارید، گفتم بگذار بگذار نکن! اگر دلیل منطقی دارید یا علی بیایید جلو. به قول سریال برره ما که از خودمان در وکنیم که. ما خالقی داریم یک کاتالوگ و یک برنامه ای داده است که گفته طبق این برنامه برو و من قبول می کنم. گفته روز هفتم سر بچه خود را بتراشید من تضمین می کنم که عصبی نمی شود. برای بچه ات عقیقه بکشید من تضمین می کنم فلان و فلان. 48 روش گفته و من پدر رعایت نمی کنم و بعد می گوییم که آینده اینها چه می شود. - جناب وافی کمی از روش های تربیتی تان بگویید. مثلاً در روز به تکالیف بچه ها به 10 تا بچه، می خواهید مسافرتی بروید آیا همه اینها در موارد درسی و تربیتی به هرحال نیازهایی دارند. من اگر قم باشم، یک وقت محدودی را مخصوصاً شبها، (چون من برنامه ریزی ام برنامه ریزی دقیقی است) بعد از نماز یک ساعتی را می گذاریم که معمولاً در آن ساعت همه مطالعه می کنند. بعد از آن هم می گویم امید، کوثر و ... بیا. می شود وقت گذاشت و اینکه جالب است اینهایی که یکی دو تا دارند و ساعتها هم وقت می گذارند جواب هم نگرفته اند. - گفتید که اگر بخواهیم مشکلی جهت تربیت برای بچه های یک خانواده پیش نیاید باید به گذشته رجوع شود. چطور پدران ما تعداد خانواده زیاد را مدیریت می کردند. درست است؟ عرض بنده این بود ما یک پازلی داریم که خداوند برای همه انسانها قرارداده است و می گوید دراین پازل بازی کنید. ممکن است گذشتگان بخشی از آنها خوب عمل می کردند. من اعتقاد دارم، مثلاً مدیریت پدران در گذشته خیلی قوی تر از الان بوده است. علت آن هم همان مقبولیت و محبوبیتی بوده است که الان پدران و مادران یا بواسطه فیلم های تلویزیونی و رسانه ها مقبولیتشان از کار افتاده است یا بواسطه برخورد آنها با فرزندانشان. اما خیلی از برخوردها با گذشتگان (اگر خانواده پر جمعیت اشتباه بوده است) مورد تایید اسلام بوده و در این پازل نبوده است. - شما گفتید که مدیریت پدران در گذشته بهتر بوده است. آیا شما فکر نمی کنید که این مسئله بستگی به رفاه اجتماعی در جامعه دارد؟ مثلاً قیمتهای امروز را نه حالا با قبل از انقلاب، مثلاً با شانزده سال پیش که مقایسه می شود از زمین تا آسمان است. یاد شعری افتادم. بچه که بودم در بازار قم بچه ها قدم می زدند و می گفتند یادش بخیر آن روزها گوشت کیلویی چهار ریال بود. من از شما که رسانه هستید سئوال می کنم الان که شما می گویید قیمتها بالا رفته، سئوال ویژه من از شما این است که الان رفاه مردم بیشتر است یا چهارده سال پیش؟ دقیقاً الان بهتر است. به گواه کارشناسانً چهارده سال پیش! - به نظر شما جوانهای ما می توانند با مقداری پول یک ازدواج خیلی مختصر داشته باشند؟ عرض می کنم. فرق الان با چهارده سال پیش در میزان رفاه مردم نیست، در میزان توقعات مردم است. چهارده سال پیش رفاهشان پایین تر بود اما اصرار بر خرید LCD نداشتند. الان می گوییم که در جهیزیه LCD بگذاریم. در جهیزیه یخچال فلان بگذاریم. و اصرار بر این داریم که بچه را غیر انتفاعی بفرستیم. اصرار داریم پول جیبی بدهیم و خدا وکیلی میزان رفاه، کاری نداریم من نمی خواهم و ... میزان رفاه مردم همان مراسم عروسی که الان می گیرند، اگر با چهارده سال پیش مقایسه کنیم، نوع عروسی ها زمین تا آسمان تفاوت دارد حتی غذاهایی که دارند می دهند. الان ما که می خواهیم بچه هایمان را زن بدهیم یا شوهر بکنند، گزینه اول این است که برویم و فلان هتل را انتخاب کنیم. به هرحال برای تشکیل یک خانواده نیاز به خانه هست! من از شما سئوال می کنم، چه کسی گفته که نیاز به خانه هست؟ آقای وافی 10 فرزند دارد، هنوز که هنوز مستاجر است. - استاد برای اجاره یک خانه کوچک شما با قیمتها آشنا هستید؟ بحث من اینست که کلاً بحث ازدواج متوقف شده است. یا اینکه شما فکر می کنید که پولدارها دارند ازدواج می کنند؟ بله این مسئله تاثیر گذار است؛ لذا در این پازل - خدا رحمت کند شهید رجایی را که رئیس جمهور بود - یکی از سیاست های ریاست جمهوری این بود که، خانه های 35 تا 40 متری برای تازه ازدواج کرده ها بسازیم. اعتراض کردند که چرا خانه کوچک دارید می گویید. گفت اول زندگیشان است. می روند بیرون. وقتی خانه کوچک بگیرند که اولین بچه به دنیا آمد انگیزه دارند. قبول کنیم که تاخیر ازدواج ها به خاطر خانه نیست. عمده، به خاطر نوع توقعات مردم در خرید جهیزیه و مهریه است. یعنی الان با پنجاه میلیون تومان مراسم عروسی می گیرند. کسی که عروسی پنجاه میلیون تومان می گیرد حاضر نیست برود در یک خانه عادی زندگی کند. مثلاً برود در خانه پنجاه متری زندگی کند. در بحث ازدواج اگر بخواهیم بررسی کنیم باید ببینیم. باید تقسیم تقصیر کنیم. ما باید مدلهایی را به جوانها می دادیم که ندادیم. صدا و سیما می بایستی برنامه هایی را می ساخته که برعکس آن را ساخته است و مسئولان در فضای دیگر. این را قبول دارم؛ اما خدا وکیلی آقای مصلی! میزان برنج و مرغ خوردن ما بهتر از چهارده سال قبل شده یا بدتر شده است؟ - شما اگر حقوق ها را ببینید میانگین حقوق ها بین سیصد هزار تومان تا یک میلیون تومان است. به نظر شما می شود با این حقوق ها یک خانواده را اداره کرد؟ من یک سئوال دیگر دارم. هر سال وزارت راه اعلام می کند که نوروز حدود بیست تا سی درصد مسافرتها بالا رفته است. بچه ها سئوال می کنند مردم در باک هایشان آب می ریزند یا نه اینکه بنزین می ریزند؟ حرف من این است. از آن طرف هم شعری که می گفت که در آن زمان ابتدایی بودم گوشت کیلویی 4 ریال بود. رفتم به مادرم گفتم که آن زمان که گوشت کیلویی 4 ریال بوده است؟ بعد فهمیدم که گوشت کیلویی چهار ریال بوده، ولی ماهی دو بار گوشت می خوردند. الان خوراک مردم ما چه میزان است؟ میزان رفاه مردم الان پایین نیست. من فکر می کنم که میزان توقعات بالا رفته است. همین نمونه آن مهریه است. الان که مهریه را چهارده تا سکه بزنید. دختر اولم که پنج سکه زد همه مسخره کردند. دختر دومم هم همینطور. یعنی نوع نگاه مردم چون متفاوت شده است. جالب است که طبق همان نگاه سیستم زندگیشان به جلو می رود. ولیکن کسی که سیصد سکه می زند، خانه فلان هم می خواهد و بعد از سیصد سکه جهیزیه فلان هم می خواهد. فارغ از همه درگیریهای فکری و سیاسی که داریم، واقعیت جامعه این است؛ مردم ما بشدت پرتوقع و چشم و هم چشمی می کنند. بشدت! وقتی می گوییم نسبت به چهارده سال پیش سه تا چهار برابر، چندین برابر شده است. اگر شما سری به فروشگاه های لوازم خانگی بزنید، دیگر کسی سمت تلویزیون معمولی نمی رود. نوع نگاه ها به تلویزیونهای LCD است. یا LED. چرا؟ یا اینکه واقعاً نمی شود در تلویزیون ها قبلی آن برنامه ها را دید. الان روز به روز گوشی های ما به آن سمت می رود. گوشی لمسی، گوشی فلان، تازه اینها 3J است اگر 4J وارد ایران بشود چه می شود! اگر واقع بینانه نگاه کنیم می بینیم که سطح توقعات بالا رفته است. اما اینکه گفتم گذشتگان یک سری مدیریتها داشتند، چند دلیل داشته است. نکته اول اینکه گذشتکان از بچگی مدیر بار می آمدند و بعد ازدواج می کردند. - آقای وافی بهرحال این جوانها در جامعه اسلامی ما رشد کرده اند، از خارج که نیامده اند. به نظر شما سیستم تربیتی آموزشی ما یک مشکلی نداشته که جوانان ما با این فرم بار بیایند؟ این حرف را صددرصد قبول دارم. سیستم دینی و آموزشی ما جواب نمی دهد. ما سیستم های دینی که معرفی کرده ایم، تربیت محور است. آموزش یعنی قیفی در سر بچه فرو می کنید و مرتب اطلاع دهی می کنید. در ابتدایی دبیرستان دانشگاه همه اینها را ما کتاب دینی داشتیم. وقتی در دانشگاه می رود و استاد راجع به آن صحبت می کند که این کارها اشتباه است، می گوید حاج آقا من خود اینها را حفظ هستم. الان سیستم تربیت محور می گوید که باید به بچه شخصیت بدهیم. فکر بچه را راه بیندازیم. بچه را... بار بیاوریم. دقیقاً حرفی که شما بیان کردید، من صددرصد قبول دارم یا حتی بیشتر. اما در جامعه مصداقهای منفی آن را می بینیم به خاطر اینکه سیستم نظام سازی ما فکر کادر سازی و نیروسازی در این سالها نبوده است و الان هم داریم ضربه آن را می خوریم. به طور مثال در یکی از برنامه های مجازی صدا و سیما خیلی مطرح شده است که یک روحانی برای اینکه مردم را تشویق زیاد نسبت به فرزند زیاد داشتن کرده، با یک اطلاعاتی که با رمز عملیات چهارده فرزندی و است، اینها بد سلیقگی است. دوست داشتم نظرتان را راجع به برنامه های صدا و سیما بدانم. آیا نوع تبلیغ برای ازدواج تشویق به سبک زندگی سنتی باعث نمی شود تا مردم زده شوند؟ من در یکی از مصاحبه هایم گفتم که یکی از دردل هایم در این مصاحبه این بود که ما نسبت به کثرت نسل داریم ظلم می کنیم. بخاطر اینکه بد داریم تبلیغ می کنیم. آن آقایی که اینکار را کرده است بد سلیقه گی کرده است. در آن فضا خودتان می دانید که خانم مرکل می رود در کنگره صحبت می کند می گوید اگر کسی بیش از چهار بچه آورد ما ماهیانه دوهزار و چهارصد یورو به او جایزه خواهیم داد. آقای پوتین در کنگره صحبت می کند که ما به خانواده های بیشتر از چهار فرزند خانه رایگان خواهیم داد. یعنی هر چه تبلیغات جهت کثرت نسل در آن سمت انجام می شود. یک نفر از این طرف ما می آید یک بد سلیقگی انجام می دهد و من صددر صد مخالف آن هستم. شبکه BBC هم این را گرفت. متاسفانه و از این بابت هم سوء استفاده کردند. - در تعدد فرزندان، نصف مسئولیت خانه بر دوش همسر و خانم یک خانواده است. شما به عنوان یک روحانی چه جایگاهی برای همسرتان قائل هستید؟ فکر نمی کنید که این تعدد فرزندان از نظر روحی به ایشان لطمه وارد کند یا اینکه از نظر وظایف تربیتی ایشان را دچار مشکل کند؟ این نکته را با طنز شروع می کنم. چند وقت پیش رفته بودم دانشگاه شیراز، یکی از دانشجویان سئوال کرد که از نظر علمی با متولد شدن هر فرزند مقداری از موهای مادر می ریزد. بعد من گفتم که بروم ببینم که خانم ما باید کچل باشد. ما می گوییم اگر ضرر جسمی دارد، درمحفل علمی آن را مورد بحث قرار دهیم. الان بعد از 22 سال برای اینکه بتوانند بحث جلوگیری را جا بیندازند روی کار بودند، اخبار هم به ما نمی رسید. اخبار به ما نمی رسد که چقدر زایمان مفید است. هر زایمان و ضد سرطان بودن آن. همین شیر دادن ضد سرطان است. در این زمینه ما اعتقاد داریم - حتی خانم من، شما می توانید با ایشان در این مورد مصاحبه بفرمایید - که هر زایمان برای سلامت زن مفید است. از نظر روحی می گویید آنها که دارای یکی دو تا فرزند هستند مشکل روحی دارند. بچه که می رود مدرسه مادر در خانه است و باید دیوار را نگاه کند یا به قول امروزه به سر کار برود. بچه های امروزه روحیه شان به شدت ضعیف شده است. وقتی که خانه پر نشاط باشد و هرکسی نقش خودش را ایفا کند، مادر روحیه می گیرد. اما روحیه تربیتی که گفتید؛ ما اعتقاد داریم وقتی تعداد بچه ها زیاد می شود، سیستم خانواده خود کنترل محور می شود، یعنی بچه ها خودشان، خودشان را تربیت می کنند. در اینجا بار عظیمی از روی دوش پدر و مادر برداشته می شود. خانواده ای که یکی دو تا بچه دارند، مادر دغدغه این را دارد که شب تا صبح فرزندش فلان و فلان. ولی من نمونه اش را عرض کردم. ما بیست و یک خواهر و برادر و همه پر جمعیت هستیم. ولی در سطح جامعه وقتی خانواده ها به سود خودش وقتی تعداد جمعیت زیاد داشته باشد. بچه ها هستند که همدیگر را تربیت می کنند. بار سنگین این نقش از روی دوش مادر برداشته می شود. اگر ما به دوران حضرت امام در دهه شصت برگردیم می بینیم که از نظر جمعیتی، ایران جمعیتش خیلی بیشتر شده. به هرحال به نظر شما اینگونه نبود که مردم به عملکرد دولت اعتماد داشتند و می دانستند که آینده فرزندانشان به نوعی تامین می شود؛ زیرا که در آن سال ها تبلیغات و برنامه آنچنانی در زمینه تعدد فرزندان وجود نداشته است و فقط به صورت کلامی بوده است. نظر شما را راجع این موضوع می خواستم بدانم. در دهه شصت که یکباره جمعیت چند برابر شد، خیلی هم مسئولان توصیه نمی کردند که جمعیت را بالا ببرید. چون دوران دوران جنگ بود و مردم با چشمشان می دیدند که 186000 نفر شهید شده اند و اینها جایگزین می خواهند و بسیاری از جاها مشکل نیرو داشتیم. در بدنه می گویم. از لحاظ نیروی نظامی و جنگ.  و مردم اعتمادشان به خدا بیشتر بود. مثال بزنم؛ وقتی در خیابانها علیه شاه تظاهرات می کردند کسی زخمی می شد در خانه ها را باز می گذاشتند یا اینکه خودمان یادمان هست که مهمانی رفتن ها به شکل دیگری بود. سرزدن ها هم؛ مردم به رازق بودن خدا، اعتماد بیشتری داشتند. می گفتند هر آن کس که دندان دهد، نان دهد. الان اگرپاراگرافی را باز کنم که شاید یکی از تیترهای شما بشود. در حال حاضر قطعاً عدم اعتماد مردم به حکومت و دولت است. - چرا جوانان دین گریز شده اند به قول شما به مسئولان اعتماد ندارند؟ چون روی آنها کار نکردیم. سالهاست که صدا و سیما را در دست داریم، اما برای مردم جا نینداختیم که این خداست که زندگی ما را می چرخاند. صدا و سیما وحوزه، چون نتوانسته برای مردم جا بیندازد. مردم هم از ترس اینکه خدا روزی را نفرستد دیگر به سراغ آن نمی روند. نکته ای که گفته ام اعتماد عوام هم کم شده است. اعتماد مردم نسبت به حکومت، نسبت به دهه شصت کمتر شده است. البته این را هم باید نگاه چند بعدی بکنیم. در یک بخشی، در یک زمان می گویم که یارانه ها را ثبت نام بکنند یا خیر. شما ده تا بچه دارید اگر اعتقاد به رازق بودن خدا اعتماد دارید یارانه را ثبت نام نکن. آقای وافی می گوید من اعتماد ندارم. اگر یقین داشتم ثبت نام نکنم که اگر یارانه ها را در جایی که هدف گذاری شده دارد به صورت درست خرج می شود. من یارانه ها را نمی خواهم. من فکر می کنم که یکی از نقاط ضعف دولت، اعتماد سازی بر مردم بود. اگر شیوه های تبلیغی را بر مبنای اعتماد دادن به مردم می گذاشتند، چرا به مردم می گفتند یارانه نگیرید؟ بعضی به مردم می گفتند یارانه را بگیرید اگر نگیرید در اینجا خرج می شود. متاسفانه مسئولان ما تبلیغات و روابط عمومی شان در این قطعه ضعیف است. اما در دهه شصت فکر می کنم مردم اعتمادشان به خدا تا به الان بیشتر بوده است. در گذشته ده پانزده تا بچه داشتند، ولی الان که یکی می آورد می گوید خرج او را از کجا بیاورم. - جناب وافی شما گفتید که به تعدد زوجین اعتقاد دارم. آیا امکانش هست که روزی تجدید فراش دوباره کنید. فعلاً مثبت یا منفی آن را نمی توانم پاسخ دهم. اما دعا کنید که روزی بتوانیم. من اعتقاد دارم پیرامون این بحث، مصاحبه ای را جداگانه بگذاریم که بتوانیم پیرامون آن به این سئوالات پاسخ دهیم. من می خواهم بگویم که زن دوم من می شود مرد نیست، بلکه یک زن است. یعنی خانم ها باید متوجه شوند اگر که جنبه منفی آن را نگاه می کنند و می گویند که مرد به زن خیانت می کند؛ در صورتی که زن به زن خیانت می کند. اما از جنبه مثبت آن یک زن است که دارد تحت پوشش قرار می گیرد. همین الان می دانید که آمار مردها بیشتر از زن ها است. یعنی 51درصد مرد داریم و 49درصد خانم داریم. همین مرکز آمار اعلام می کند که تعداد دختران از پسران بیشتر است. خوب این چه جور می شود؟ یعنی تعداد دخترانی که به سن ازدواج رسیده اند 20درصد تا 30درصد از تعداد پسرانی که به سن ازدواج رسیده اند بیشتر است؟ خوب من از شما که رسانه ای هستید می پرسم این دختران را چه باید کرد؟ همه این دختران با پسران چند سال کوچکتر از خودشان ازدواج کنند. خوب، آن خانم هایی که شوهرانشان فوت کرده اند چه؟ پناه داده ها چه؟ در اینجا خیلی مسئله پیچیده می شود. به نظر من در این مورد بایستی یک مقاله برای مصاحبه جدی انجام داد که انشاالله ابعاد آن برای مردم روشن شود. - یکی دو سال پیش در کشور اسپانیا، یک ایرانی پولدار، عمارتی را به عنوان حرمسرای خود راه انداخته با چندین همسر و چندین فرزند به صورت شرعی و قانونی داشت که توسط پلیس اسپانیا هم به خاطر این عملش دستگیر شد. می خواستم نظر شما را در این رابطه بپرسم. تعدد ازدواج که چهار تا بیشتر نمی شود. وقتی که چهار تا بشود، حرمسرا دیگر معنا ندارد. حرمسرا مربوط به آقامحمدخان قاجار بود که دو تا سه هزار همسر داشت. ببینید من بشدت موافق چند همسری هستم. البته خودم متاسفانه یک همسر دارم. به شدت موافقم اما، همان حرفی را که در جلسه قبلی در مصاحبه قبلی گفتم، ما متاسفانه به بحث کثرت نسل و به بحث ازدواج موقت، به بحث چند همسری، نگاه تک بعدی می کنیم. چون تک بعدی نگاه می کنیم، می خواهیم که خوب در بیاید. اگر نگاه چند بعدی بیندازیم، خیر. این یکی از مترقی ترین احکام اسلام است. اگر مصاحبه پیرامون این شود، ما ادله فراوانی داریم. عقلی، نقلی، آن چیزی که بتوانیم به مخاطب بفهمانیم که اسلام درست گفته است. و اینکه حرمسرا را راه انداخته مثل آن کسانی که مسلمانان را به نام اسلام در سوریه سر می برند. اینکه قطعاً ما این را تایید نمی کنیم. - به عنوان سئوال آخر، اینکه روش تعدد جمعیت در ده سال آینده ما می توانیم بگوییم موفقیت آمیز بوده است یا خیر؟ در بعضی از جنبه ها، بخشی از جامعه تکان خورده است. بخشی از متدینین جامعه - البته این را خبر دارم که عرض می کنم - بخشی که تدین خیلی جدی ندارند و البته بخش متدین هم خیلی تکان نخورده اند. در بخش متدینین الان تکان جدی خورده است. در دوسه ماه اخیر، آمار تولد ها رو به رشد بوده است. من اعتقاد دارم اگر کسی دولت و رهبری را کنار بگذارد و به این فکر کند که تعدد فرزند برای تربیت و سلامتی خودش و همه چیز به خودش مفید است. امیدوارم که ده سال یا بیست یا پنجاه سال دیگر، جامعه را که نگاه می کنیم یک جامعه جوان پرنشاط ببینند. جوان بی انگیزه نمی خواهیم. هیچکس چنین چیزی را نمی خواهد. ما صدتا صد تا نمی خواهیم. ما صدتا امام می خواهیم. انشاالله در سی چهل سال دیگر جامعه ای پرنشاط و پر انگیزه ای را ببینیم. چیزی که غرب به بن بست رسیده، به یک جامعه پیر، فشل و این حرفها. انشاالله که یک تکانی بخورند. انتظار من این است که انعکاس شما خیلی می تواند اثرگذار باشد. - در پایان اگر صحبتی برای مخاطبان ما دارید بفرمایید! تقریباً با تمام رسانه هایی که مصاحبه داشتم، احساس کردم که تنها رسانه ای است که بطور جدی به سئوالاتش می پردازد.


یادداشت ها
معاون فرهنگی نهاد نماینده ولی‌فقیه در استان فارس با اشاره به تلاش‌های انجام شده برای راه‌اندازی شورای عالی قرآن در ...
تا هم اکنون تیپ مسلمان نمایی کنار ما نشسته اند که بدون شرمندگی، تعبیر صریح امام را موضوع طنز قرار ...
  حوزه/ قطعا مهم ترین شاخصه حوزه انقلابی و جهادی داشتن روحیه انقلابی و جهادی در حوزه علم دینی با همه ...
انصار دارایی خانه خود را در اختیار مهاجرانی قرار می‌دادند که در راه خدا خانه و کاشانه و اموال خود ...